|
به نام تنها واژه پرستیدنی(عشق) و به نام پژواک همه فریادها

تقدیم به:
واژه پر احساس عشق، نوای خوش محبت، صفای دل محزون و نگران،
به تو که چشمانت غمهای دل را از اشک خود پاک کرد و آرامش بخشید به دل،
به تو که سراسر شوری و مهری، تو که چون مرواریدی زیبا در صدف دل من جای گرفتی ،
ای همیشه به یاد ماندنی هر آنچه که بنگارم همه از جانم بر میخیزد
ای همیشه جاودان برایم بخوان و بدان عشق را، چشمانم،دستانم ، دلم، قلبم، وجودم ؛چه تفسیری می کند برای تو
امیدوارم که دل نبری از من و پذیرا باشی آنچه را که برای تو می نویسم.

زندگی قصه درد است
زندگی قصه ناباوریست
آه از دوری
آه از فراق
فغان از جدایی
عشق کو؟
؟
؟
کجاست؟
؟
؟
ناپیداست؟
|